بایگانی روزها-۲

در انتظار آفتاب بهار در انتظار آفتاب بهار 17 اردیبهشت · در انتظار آفتاب بهار ·

آبسه دهنم از دیروز حس می‌کنم بزرگتر شده و انگار بین آبسه و دندون خرابی که درست کردنش به تعویق افتاده زخم شده 

هی تو دهنم حس می‌کنم خونه تف می‌کنم هیچ خونی نیست. 

گلو درد هم شدم. آب دهنم رو قورت میدم درد می‌کنه. 

نمی‌دونم اینا باعث شدن تب کنم یا چی البته از تب کردن شاکی نیستم ولی فقط تب خالی نیست. 

وقتی دندون درد و اینا رو تجربه می‌کنم  همیشه حس می‌کنم صبح فردا که بیدار بشم 

نصف صورتم بی‌حس و فلج شده. 

این ترس نمی‌دونم از کجا خونه کرده تو مغزم ولی بیرون کردنش امکان نداره.

پریود هم شدم. دلم درد می‌کنه. دلم می‌خواد بمیرم. 

تحمل این همه درد جسمی رو یهویی ندارم.

 

بایگانی روزها-۱

در انتظار آفتاب بهار در انتظار آفتاب بهار 16 اردیبهشت · در انتظار آفتاب بهار ·

● دیشب سر یک عنوان از پست آخر یه پسره نشستم کل پست‌های وبلاگش رو خوندم و آخرش به خاطر نوشته‌هاش گریه‌م گرفت.

● سرم یکم درد می‌کنه به خاطر دیشب. نزدیک دندونم آبسه کرده‌. نمی‌دونم قرص چی بخورم.

حوصله و انرژی ندارم برم داروخونه چون هوا ابری و بارونی و دلگیره.

● توی این ۶۷ روز قطعی اینترنت من فقط ۲ روز تونستم وصل بشم: 

۱۸ اسفند و ۱۵ اردیبهشت.

دیروز که یک کانفینگ پیدا کردم که فقط باهاش می‌تونستم برم تلگرام با خودم گفتم 

حتما دوست‌هام بهم پیام دادن ولی هیچکسی بهم پیام نداده بود هیچکسی. غمگین شدم.

البته اون بخش خوش‌خیال و مثبت‌اندیش من میگه شاید اینستاگرام بهم پیام داده باشن یا برام ریلز فرستاده باشن ولی خب اونقدر اهمیت نداره دیگه.

فقط نوتیف از چنل دیلی هاشم داشتم. یکم چنل‌هام رو چک کردم. 

چنل ماهی. چنل عالمه. چنل سارا کمیست.

● توی این مدت ۲ تا فیلم Roommates و The Drama و قسمت ۳ فصل ۴ سریال From رو دیدم.

● دلم برای پینترست‌گردی و اینستاگرام‌گردی تنگ شده.

 

وا!

در انتظار آفتاب بهار در انتظار آفتاب بهار 14 اردیبهشت · در انتظار آفتاب بهار ·

توی این هفته به دو نفر کامنت دادم و جفت کامنت‌هام پاک شدن!

خجالت‌آوره! 

روی باگ‌هات کار کن! 

روی اخلاق حرفه‌‌ای که نداری کار کن!

افکار روز جمعه‌‌ی گذشته

در انتظار آفتاب بهار در انتظار آفتاب بهار 12 اردیبهشت · در انتظار آفتاب بهار ·

دیروز که اینجا رفت هوا فقط داشتم به آدم‌ها فکر می‌کردم. 

به اینکه بعدش کجا متن‌های بلند بالا می‌نویسن.

به اینکه بعدش کجا کامنت‌های طولانی می‌نویسن.

به اینکه بعدش کجا عکس و فیلم از چیزهای که دوس دارن رو به اشتراک می‌ذارن.

به اینکه بعدش کجا آهنگ می‌ذارن با کپشن یا بدون کپشن.

بعد هی فکر می‌کردم کاش از بلاگ‌‌شون بک‌آپ گرفته باشن.

کاش من بیشتر می‌خوندم. 

کاش من بیشتر کامنت می‌ذاشتم. 

کاش من بیشتر به اشتراک می‌ذاشتم.

 

 

بیپ بیپ بیپ بیپ بیپ

در انتظار آفتاب بهار در انتظار آفتاب بهار 7 اردیبهشت · در انتظار آفتاب بهار ·

امروز روز جهانی کد مورسه.

دیروز روز جهانی تیمار اسب‌ها بود.

فکر کنم ۶ ۷ اردیبهشت هر سال دیگه اون ۲ تا آهنگ رو گوش کنم و به این فکر کنم منم تونستم تجربه‌ش کنم.

هر چند تا ابد طول نکشید.

 

غریبه‌ی آشنا

در انتظار آفتاب بهار در انتظار آفتاب بهار 6 اردیبهشت · در انتظار آفتاب بهار ·

گوشیم رو پرت کردم نشکست.

متاسفانه اردیبهشت امسال قراره منو بیشتر به چالش بکشه و گوشیم سگ‌جونه.

تازه امروز روز ششمه.

فردا سالگرد مرگشه.

بگو چجوری دوس داری سیل بشم؟ بگو چجوری دوس داری زلزله بشم؟

من همونم. تو همونی؟ 

اصلا برام اهمیت نداره فقط اهمیت داره اون یک درصد نشه صفر درصد.

از سیل بودن نمی‌ترسم. از زلزله بودن نمی‌ترسم.

از پیامت می‌ترسم؟ نمی‌ترسم. 

من سیلم. من زلزله‌م. 

چرا سیل رو می‌خوای؟ چرا زلزله رو می‌خوای؟ مگه اونجا جنگ نیست؟ 

داره دوباره یادم میاد. 

اون غم میاد توی اتاقم روی تختم می‌شینه و ازم می‌پرسه منو که یادت نرفته؟

بهش چی بگم؟ می‌خوام سرش جیغ بکشم. جیغ بنفش. 

ازت بدم میاد که منو یادته. ازت بدم میاد که تو رو یادمه.

 

اردیبهشت بهمن کوچیکیه که آوار میشه روی قلب و روح و ذهنم.

مرور می‌کنم. مرور می‌کنم. مرور می‌کنم. مرور می‌کنم.

اینقدر مرور می‌کنم که شدت اتفاقات برام کمرنگ و بی‌ارزش بشه و تبدیل به یک ماه مزخرف بشه ولی نمیشه.

میگم زخمیم نکن. میگم؟ چشمام همیشه داد می‌زنن و فریاد میکشن که منو زیر آوار رها نکن.

دوستم داری؟ می‌خوام اونقدر دوستم داشته باشی که منو به قتل برسونی.

عاشقم هستی؟ می‌خوام اونقدر عاشقم باشی که زخمیم نکنی.

می‌تونی زخم جدید اردیبهشت نشی؟ نمیشه. خودت هم نخوای طلسم این ماه نمی‌ذاره.

باید گریه کنم. می‌خوام که گریه کنم. دق می‌کنم گریه نکنم.

چون مرور کردم. مرور کردم. مرور کردم. مرور کردم.

 

نامه

در انتظار آفتاب بهار در انتظار آفتاب بهار 2 اردیبهشت · در انتظار آفتاب بهار ·

سرم درد گرفت. چقدر نامه نوشتن سخته. مخصوصا نامه نوشتن برای کسی که هيچ‌وقت قرار نیست اون رو بخونه.

کل خاطراتم رو دارم مرور می‌‌کنم که نامه‌ی بنویسم که قرار نیست خونده بشه؟ 

آخه این چه کاریه؟ واقعا چه کاریه؟

باید آهنگ نمی‌ترسم سورنا رو پلی کنم.

چون مادرسگ‌‌ها اینکه من دارم نصفه شب برای آدمی که تولدشه نامه‌ی می‌نویسم که قرار نیست بخونه تقصیر شماهاست وگرنه می‌تونستم یه جور دیگه تولدش رو بهش تبریک بگم.

سعدی

در انتظار آفتاب بهار در انتظار آفتاب بهار 1 اردیبهشت · در انتظار آفتاب بهار ·

یک اردیبهشت ماهه. امروز رو دوس دارم. 

اولین روز یکی از ماه‌های موردعلاقه‌م و روز بزرگداشت سعدیه.

سعدی شاعر موردعلاقه‌ی منه. 

من با سعدی عاشق شعر شدم و دلم رفت.

اگه الان اینترنت داشتم می‌رفتم تو یوتوب و فیلم‌ شب‌های روشن رو می‌دیدم. 

بعد می‌رفتم تو بات ناشناس تلگرامم و ویس سال‌های ۱۳۹۸ رو گوش می‌کردم.

می‌رفتم تو دایرکتم با آدم‌های گذشته و کلمه‌ی سعدی رو سرچ می‌کردم.

یادمه کیا تا حالا برام‌ از سعدی شعر خوندن و 

آخر شب می‌رفتم اون ویس از سعدی که برام خونده بود رو گوش می‌کردم و احتمال داشت گریه کنم.

 

لیست هفته

در انتظار آفتاب بهار در انتظار آفتاب بهار 24 فروردین · در انتظار آفتاب بهار ·

تو ذهنم هزار تا کار هست که باید انجام بدم

اون کتاب ضرب‌المثل رو دوباره برم از کتابخونه بگیرم. 

دخترخاله‌م رو کتابخونه ثبت‌نام کنم و نمی‌دونم کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اینجا کجاست و در حال حاضر باز هست یا نه فقط می‌دونم دوس دارم اون برعکس من این تجربه رو داشته باشه و ثبت‌نامش کنم.

کتاب‌های که پاییز پارسال خریدم رو دیگه شروع کنم به خوندن. :>

برم داروخونه اون صابونی که تموم شده رو بخرم.

برم عطاری سورمه بخرم.

برم لوازم‌التحریری هایلایتر بخرم اگه قیمتش مناسب بود دو یا سه رنگ بخرم.

اطلاعات گوشیم رو تو هارد بریزم.