سرم درد گرفت. چقدر نامه نوشتن سخته. مخصوصا نامه نوشتن برای کسی که هيچ‌وقت قرار نیست اون رو بخونه.

کل خاطراتم رو دارم مرور می‌‌کنم که نامه‌ی بنویسم که قرار نیست خونده بشه؟ 

آخه این چه کاریه؟ واقعا چه کاریه؟

باید آهنگ نمی‌ترسم سورنا رو پلی کنم.

چون مادرسگ‌‌ها اینکه من دارم نصفه شب برای آدمی که تولدشه نامه‌ی می‌نویسم که قرار نیست بخونه تقصیر شماهاست وگرنه می‌تونستم یه جور دیگه تولدش رو بهش تبریک بگم.